تاريخ: دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت :
مشيري
چه جاي ماه،
كه حتي شعاع فانوسي
درين سياهي جاويد كورسو نزند
به جز طنين قدم هاي گزمه سرمست
صداي پاي كسي
سكوت مرتعش شهر را نميشكند.
به هيچ كوي و گذر
صداي خنده ي مستانه اي نمي پيچد.
-كجا رها كنم اين بار غم كه بر دوش است؟
چراغ ميكده آفتاب خاموش است!

